چه می کنه این ...

همیشه اولش نمی خواهیم که بپذیریم و هی به خودمان حق می دهیم که اینطور باشیم. خودمان را صاحب حق می دانیم و هر کسی که مثل خودمان نباشد را نفی می کنیم. طبیعی هم هست دیگر. چه کسی دوست دارد دقیقاً همان طوری باشد که خودش آن طور بودن را نفی می کند؟ در جبهه حقیقت بودن خب کار سختی است و صد البته با یک حساب سر انگشتی می توان فهمید که تغییر دادن مفهوم حقیقت به صرفه تر و کم هزینه تر است. حتی تصور دروغ نگفتن سخت است آن هم در طول یک شبانه روز کامل و سخت تر ، ادامه دادن این رویه غیرمعقولانه در شبانه روزهای بعد از آن است. اصلاً راست گفتن یک جورهایی بلاهت هم است و معمولاً آدمهایی که کمتر دروغ می گویند کمی ساده لوح به نظر می رسند. همه ما به غیر از دروغ گفتن یک ویژگی مشترک دیگر هم داریم ، اینکه وقتی مچمان گرفته شد از مفهومی که قبلاً توسط همنوعان خودمان اختراع شده استفاده می کنیم : "مصلحت". از وقتی که عقلمان حساب دودوتا چهارتا را درک می کند کاربرد مفهوم مصلحت هم شروع می شود و خیلی زود همه می فهمیم که بدون این کلمه برداشتن کلاهها از پس معرکه ها نا ممکن است. نوع بشر هم که اصلاً اهل سکون نیست و روز به روز در حال پیشرفت کردن و گسترش علوم است. اینجاست که مفهوم مصلحت هم همپای تکنولوژی پیشرفت می کند و وارد جنبه های دیگر زندگی می شود ، جای خودش را باز می کند و مورد پذیرش همه قرار می گیرد. پس از دروغ های مصلحتی که خودش البته مراتبی هم دارد نوبت به دزدی های مصلحتی می رسد و بعد سلام های مصلحتی و بعد خیانت مصلحتی و بعد جنایت ، ترور و جنگ مصلحتی . بعد مصلحت همه گیر شده ، تبدیل به قانون می شود و برای خودش یک دستگاه دولتی درست می کند . کار به اینجا که رسید دروغ نگفتن گاهی حتی جرم هم محسوب می شود و جنایت نکردن خیانت یه حساب می آید و دزدی نکردن حماقت خوانده می شود . اخبار و تلویزیون ها و رادیوها پر می شوند از تشخیص مصلحت دهندگان خنده بر لب و دروغ گویان موجه و می بینید که چه می کند این مصلحت! آن وقت کم کم دزدها برای جابه جایی مصلحت آمیز ارقام پولدار می شوند ، جنایتکارها برای جنایت های مصلحتیشان مدال می گیرند ، خیانتکارها شهرت کسب می کنند و مورد تشویق و تحسین کسانی قرار می گیرند که خودشان نمی توانستند به موقع از تکنیک مصلحت استفاده کنند. میل سیری ناپذیر ما برای داشتن پول و شهرت و افتخار هم مزید بر علت می شود و ما را درست به همان جایی می رساند که همین الآن در آن قرار داریم. یک نگاهی به دور و برتان بیندازید. تلویزیون را روشن کنید و به همکاران ، دوستان و مهم تر از همه به خودتان نگاه کنید. حتم دارم حتماً به این نتیجه می رسید که یا آدم بی عرضه و ناموفقی هستید و یا اگر این طور نیستید از آن آدمهایی هستید که مجمع تشخیص مصلحت مغزتان خوب کار می کند!

۱۱ نظر:

  1. همین نظام سیاسی خودمان - که مفتخر به پیاده سازی اسلام ناب محمدی هستیم - را ببین. سلسلله مراتب تصمیم گیری بین شوراهای مختلف را بررسی کن: مجلس شورای اسلامی(نظر مردم)، بالاتر از آن: شورای نگهبان (چارچوب قانون اساسی و دین رسمیمان یعنی اسلام) و بالاتر از آن: شورای تشخیص مصلحت نظام(مصلحت حکومت) سرنوشت کشور را رقم می زنند. حتی پیش ما هم مصلحت حرف اول را می زند حتی اگر بحث تصمیم گیری در مورد مساله ای باشد که مردم و دین و قانون اساسی تاییدش کرده باشند.
    ... والبته مصالح حاکمان اولی است بر هر مصلحت دیگری، و این قانون در همه ی دنیا اجرا می شود و حالت خاصی است از همان قانون جنگل - که در پست قبلی بحثش رفت.

    پاسخحذف
  2. برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
    می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

    وقتی که دیگر نبود
    من به بودنش نیازمند شدم
    وقتی که دیگر رفت
    من به انتظار آمدنش نشستم
    وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
    من او را دوست داشتم
    وقتی که او تمام کرد
    من شروع کردم
    وقتی که او تمام شد
    من آغاز کردم
    چه سخت است تنها متولد شدن
    مثل تنها زندگی کردن است
    مثل تنها مردن
    دکتر علی شریعتی

    پاسخحذف
  3. این سرزمین را

    با عقل مصلحت اندیش ساخته اند. پس باید با عقل مصلحت اندیش در آن زیست. و چاره ایی دیگر پیدا نیست

    پاسخحذف
  4. مصلحت کلمه مزخرفی است !فقط می تواند یک مانع باشد و البته برای بعضیها یک راه فرار مناسب هم در زندگی فردی و هم در وضعیت سیاسی .فقط یک راه فرار و بس . مصلحا دقیقا در تقابل با اخلاق است.

    پاسخحذف
  5. در آخر پیام من " مصلحت " درست است نه مصلحا !معذرت

    پاسخحذف
  6. م.ت.م در نظام طببيعي هر شي وجود دارد .اما اين م.ت.م آخوندي كه دست همه نظام هاي طبيعي ومصنوعي رو از پيش بسته.

    .
    .
    داستاني لري .........

    پاسخحذف
  7. سلام خوبی من هم از مصلحت اندیشی همیشه بیزار بوده ام اما همیشه در آن غرق بوده ام وازخودم بدم میاد که مصلحت اندیشم وهمیشه از کارهای مصلحت نااندیشیده خودم بر خود می بالم من از مصلحت اندیشی متنفرم اما نمی توانم بدون ان زندگی کنم

    پاسخحذف
  8. باشعری نه از خودم یا ازنه خودم به روزم به من سر بزنی خوشحال میشی

    پاسخحذف
  9. میتونستی بدون توضیح دادن های زیاد وسلسله مراتبی ی از بالا تاپایین ، مطلب بیشتری بنویسی./
    .
    /
    اون پیام خودکارت هم خوندم . نمیخاد شهری شهری بنویسی قشنگ بیا بگو لینکم کن.

    پاسخحذف
  10. پاسخ به فروهر:
    آی کیو! شهری شهری ننوشتم. اینطوری نوشتم که ادای خواننده هاتو درآورده باشم. یعنی می خواستم یک کامنت کلیشه ای برات بفرستم که کنف بشی اما ظاهراً بیت الله روت اثر گذاشته و نگرفتی قضیه رو!!

    پاسخحذف